و خدایی که در این نزدیکیست
:*(`'•.¸(`'•.¸*یادمان باشد زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست ساعت بعد حساب داریم*¸.• '´):*(`'
|
درباره وبلاگ ![]() من خدا را دیده ام با چشم باز و چشم بسته |
خدایا مرا به خاطر گله هایم ببخش
خدایا مرا به خاطر گله هایم ببخش امروز در اتوبوس دختری را دیدم با موهای طلائی به او غبطه خوردم خیلی بشاش به نظر می رسید هنگام پیاده شدن در راهروی اتوبوس می لنگید او فقط یک پا داشت و با عصا راه می رفت اما هنگام عبور.... لبخند بر لب اوه خدایا مرا به خاطر گله هایم ببخش من دو پا دارم دنیا از آن من است توقف کردم تا آبنبات بخرم جوانی که آن را می فروخت خیلی سر خوش بود با او صحبت کردم و هنگامی که او را ترک میکردم گفت: ((متشکرم)) شما خیلی مهربان هستید از صحبت با افرادی مثل شما لذت می برم من نابینا هستم اوه خدایا مرا به خاطر گله هایم ببخش! من دو چشم بینا دارم دنیا از آن من است مدتی بعد وقتی در طول خیابان پیاده می رفتم کودکی ،با چشمان آبی دیدم ایستاده بود و بازی دیگران را تماشا میکرد لحظه ای توقف کردم و گفتم :عزیزم چرا تو با آنها باز نمیکنی بدون آنکه عکس العملی نشان دهد روبه رو را نگاه میکرد فهمیدم که او نمی شنود اوه خدایا مرا به خاطر گله هایم ببخش من دو گوش شنوا دارم دنیا از آن من است با پاهائی که مرا به هر کجا می برد با چشمانی که می تواند طلوع خورشید را نظاره گر باشد با گوش هایم که چیزهائی را که باید بدانم می شوند اوه خدایا مرا به خاطر گله هایم ببخش من سلامت هستم دنیا از آن من است. پ .ن. هر روزمان هدیه ای از جانب پروردگار است. ایمان داشته باشیم هر روز معجزه ای تازه رخ میدهد.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 8:9 توسط :*(`'•.¸* بنده ی خدا*¸.• '´):*
|
فرا رسیدن ماه مبار شعبان بر همگان مبارک باد....
![]() ![]()
+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 17:50 توسط :*(`'•.¸* بنده ی خدا*¸.• '´):*
|
بسم الله الرحمن الرحیم
|
|||||||
|
منم ، دلتنگ دلتنگم | ||
سلام ۲۱تا بهار۲۱ تا تابستون۲۱ تا پاییز ۲۱تا زمستونو پشت سر گذاشتم امروز اولین روز بیست و دو سالگی منه
تولدم مبارک
مردن من مردن یک برگ نبود

ای منزل تاریک و تنگ، فرزند بابا آدمم
هم امت سردار دین،وآن نبی خاتمم
امشب تو را مهمان شدم
روحم چو رفت بی جان شدم
از زندگی آرام شدم، فرزند بابا آدمم
برشانه ات کردم خطا،بودم همانا بی وفا
برمن مناز ترس ازخدا، فرزند بابا آدمم
از من شدند جویا نکیر و منکر آن مامورحق
کردندمرا چرخ وفلک، فرزند بابا آدمم
بودم عزیز روی زمین،شیطان بود اندر کمین
چون کینه داشت برمن ودین، فرزند بابا آدمم
اعمال تو را یاری کند ،هم از تو بیزاری کند
احساس شرمساری کند، فرزند بابا آدمم
گشتم اسیر منزلم،آرمان ها ماند بر دلم
مشتی زخاک شدحاصلم، فرزند بابا آدمم
ای آدمی بر خود مناز،آماده باش و خود بساز
بر دین و قرآنش بناز، فرزند بابا آدمم
آخر پشیمانی چه سود،گرجمع گردد تار و پود
تاخیر مکن برخیز تو زود، فرزند بابا آدمم
گر چشم بندی آن زمان،هرچه تو را بودش همان
گر عاقلی چیزی بدان، فرزند بابا آدمم
ای بنده ی یزدان پاک،آن ساخت و ساز تو زخاک
عذاب قبر است بیمناک، فرزند بابا آدمم
شاه و گدا در زیر خاک،بر کس نباشد هیچ باک
جز رب همه نیست و هلاک، فرزند بابا آدمم
باقی فقط اللهبود،بر نیک و بد هم شاه بود
در روز حشر غوغا بود، فرزند بابا آدمم
بر کشت و کارت سود بود،محبوب زتو خشنود بود
آن امتحانت زودبود،فرزند بابا آدمم
تبلیغ جهاد یاری کند،هم با تو همکاری کند
از فتنه بیزاری کند،فرزند بابا آدمم
تحقیق فقط از تو شود،هر چه که داشتی رو شود
هر ذره موبه مو شود،فرزند بابا آدمم
آدمی ترس از خدا،بر عهد اسلام کن وفا
پرهیز کن تو از خطا،فرزند بابا آدمم
(انا لله وانا الیه راجعون)
در این مبحث جدید در رابطه با برزخ میخواهم برای شما صحبت نمایم که اصلا برزخ به کجا میگویند و حال انسان بعد از مرگ در عالم برزخ چگونه میباشد .
قبل از هر چیز لازم است بدانید که عالم برزخ ( قبر ) یک مکان نیست ، بلکه یک عالم از عوالم وجود است . برای توضیح این مطلب ، بسیار بجاست که ما سری به درون خودمان بزنیم . همۀ ما در درون خود سه عالم یا نشئه را درک میکنیم : ۱. عالم جسم و تقاضای جسمانی ، ۲. عالم خیال و تصورات ذهنی و۳. عالم عقل و ادراک کلیّات.
1. در عالم جسم ، ما با ماده و مادیات سر و کار داریم . لذا لذت ها و دردهایمان جسمانی است : غذایی که میخوریم ، نیاز جسم ما را تأمین می نماید ، با آبی که می آشامیم رطوبت بدنمان را تامین میکنیم و غیره . . .
در عالم خیال ، اشیای اطراف خود را به صورتی شبیه آنها در می آوریم و گاهی ابتکار به خرج داده و صورتهایی می سازیم که با عالم واقع ( عالم مادی ) منطبق نیست . قلمرو فعالیت های ما در این عالم به مراتب وسیعتر از عالم جسم و ماده است . در عالم جسم با زحمت زیاد میتوانیم یک مسیر طولانی را طی نماییم و به مقصد برسیم . در حالی که در عالم خیال ما در یک لحظه به مقصد میرسیم و در لحظۀ دیگر بر فراز آسمان و آن سوی کره زمین ...
فعالیت قوۀ خیال (عالم مثالی ما ) زمانی سریعتر و شدید تر می شود که جسم ما خسته و کوفته از کار روزانه ، در خوابی عمیق فرو رود . به طوری که جسم بی حرکت ِ شخص خوابیده ، جندان تفاوتی با یک جنازۀ بی روح ندارد . در این وضعیت که روح چندان تعلـّقی به عالم جسمانی ندارد ، بی توجه به حوادث بیرونی ( مادی ) خود به ساختن و پرداختن صدها ماجرا می نشیند و عالمی را که « رویا » نامیده می شود فراهم می سازد و « رویا » چیزی جز همان عالم « برزخ » نیست .
اکنون دانستیم که سوال از « کجایی بودن » برزخ ، یک سوال ناپخته و بیهوده است .
برای دریافت سوالهای خود چیزی بهتر از این نیست که به سراغ مخبرین صادق و صدیقین خبیر برویم تا با رهنمود آنها ، ترسیم درستی از عالم برزخ داشته باشیم .
امام سجاد (ع) در روایتی می فرمایند : « قبر ( یا همان عالم برزخ ) باغی است از باغهای بهشت یا گودالی است از گودالهای آتش جهنم ».

ملکات اخلاقی انسان طبق صریح آیات کریمه به صورتهای متناسبی در عالم برزخ تجسم می یابد ( یعنی عمل ما چه بد و چه خوب یک تصویری دارد که در حال حاضر قابل درک نیست اما وجود دارد . لذا بعضی از اولیاء الله دراثر تزکیه نفس در همین عالم میتوانند آنها را مشاهده نمایند ، برای مثال : در روایات داریم کسی که غیبت میکند گوشت برادر دینی خود را میخورد و این حقیقت عمل میباشد اما ما قدرت ادراک و دیدن مادی آن را نداریم در صورتی که در واقع این عمل توسط ما با غیبت انجام گرفته است . و همین تصویر در عالم برزخ به ما نشان داده خواهد شد .) اینکه چرا اینگونه است در جلسات آینده گفته خواهد شد . از جمله نامه هایی که امیر المومنین (ع) به محمد بن ابی بکر نوشتند این بود که فرمود : « ای بندگان خدا ، کسی که مشمول غفران الهی نیست چه چیزی سخت تر و شدیدتر از مرگ است . (اما از) عالم قبر ، از تنگی و سختی و ظلمت و غربت آن بترسید ؛ زیرا قبر هر روز می گوید : منم خانۀ غربت ، منم خانۀ خاک ، منم خانۀ وحشت ، منم خانۀ کرمها و حشرات .

ری قبر باغی است از باغهای بهشت یا حفره ای از حفره های آتش . همانا بندۀ مومن وقتی دفن می شود ، ( ملکوت ) زمین به او میگوید : مَرحَبا ، خوش آمدی ! من از جملۀ کسانی بودم که دوست داشتم تو بر پشت من قدم گذاری . حال که در آغوش من آرمیده ای ، خواهی دانست که چه سان با تو معامله میکنم . پس ناگهان به وسعت دیدش تا آنجا که چشم کار میکند قبرش گشوده میشود . و اما کافر وقتی دفن می شود زمین به او می گوید : لا مَرحَبا بـِک ، خوش نیامدی !" من از جمله کسانی بودم که راه رفتنت را بر پشتم بد میدانستم و حال که به ناچار تو را در بر دارم خواهی دانست که با تو چه خواهم کرد . پس ناگهان چنان او را به هم می فشارم که استخوانهایش به هم می آید . آری آن زندگی سخت که خداوند بندگانش را از آن بر حذر داشته است ، همین عذاب قبر است . خداوند در عالم قبر بر کافر نود و نه مار بزرگ مسلـّط می فرماید تا گوشتش را به دندان گیرند و او را بگزند و استخوانهایش را بشکند و تا روز قیامت این عذاب را بر سرش بیاورند . در گستردگی عالم برزخ و فراخی عذابهایش همین بس که اگر یکی از مارها در زمین و عالم خاک بدمد ، نفسش هیچ گیاهی را باقی نمیگذارد . ( حضرت در مقام تحذیرفرمودند ) : ای بندگان خدا ، همانا ارواح شما ضعیف و اجسامتان آنچنان ناز پرورده و لطیف است که تاب تحمّل یک عذاب کوچک و ساده را ندارد . پس اگر میخواهید کارتان به جَزَع و بی تابی نسبت به روح و جسمتان نکشد و توانایی ندارد ، آنچه را که خداوند دوست می دارد عمل کنید و از آنچه که خداوند را خوش نمی آید دوری گزینید.»

ابراهیم بن اسحاق می گوید : از امام صادق (ع) سوال کردم : یابن رسول الله ارواح مومنین ( اکنون ) کجا هستند ؟ حضرت فرمود : « ارواح مومنین هم اینک در حجره های بهشتی میباشند که در آنجا از غذاهای بهشتی می خورند و از شرابهای بهشتی می آشامند ، همدیگر را ملاقات می کنند و (همواره) می گویند : پروردگارا ، روز قیامت را برای ما بر پا کن تا آنچه که به ما وعده کردی برایمان واقع شود . ( راوی میگوید :) عرض کردم ، یابن رسول الله ارواح کافرین چطور ؟ فرمود : ارواح آنها در حجره هایی از آتشند که از غذاهای آن می خورند و از شراب آن می نوشند و با هم ملاقات دارند و ( همواره ) می گویند : خدایا ، قیامت را که به ما وعده فرموده بودی بر پا مدار.»
مأ خذ مطالب :
قرآن کریم - اصول کافی شیخ کلینی (ره)ـ بحار الانوار علامه مجلسی (ره)ـ نهج البلاغه شیخ رضی (ره)ـ منازل الاخرة شیخ عباس قمی (ره) ـ تفسیرالمیزان علامه طباطبایی (ره) ـ معاد شناسی علامه محمد حسین تهرانی ـ معاد شهید دستغیب ـ مَحجـَّة البَیظا ملا محسن فیض کاشانی .