دعا در فرهنگ قرآن و اهل بيت عليهم السلام
غلامرضا سعادتى
«دعا» فقط يك درخواستخشك و بىروح نيستبلكه بايد گفت: «دعا» باطن قرآن است، چنانكه حضرت امام خمينىرحمه الله به نقل از استاد خود مىفرمود: «دعا قرآن صاعد است. (1) » علامه طباطبائىرحمه الله در تفسير شريف الميزان مىفرمايد: «هر عبادتى دعا است. (2) » و با توجه به كلام نورانى خداوند كه فرمود: «و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون (3) » بايد گفت: «دعا» هدف خلقت است.
علامه امينىرحمه الله مىگويد: «اسلام براى مسلمانان مدرسهاى تاسيس كرده است كه درب اين مدرسه دو لنگه دارد و هيچ لنگه آن در عالم لنگه ندارد، يكى «دعا» و يكى «زيارت».»
دعا كننده كسى است كه چون فاصله بين آنچه را كه «هست» با آنچه را كه «بايد باشد» او را دچار هراس و بى تابى كرده است، ستبه دامن «دعا» مىزند تا خود را به اوج قله كمال برساند. دعا كننده واقعى حركتش به سوى مخلوق نيست تا محدود باشد، او طالب خالق است. پس دعا وسيعترين، كاملترين و ضرورىترين نوع حركت است.
الكسيس كارل مىگويد: دعا كردن دعا در فرهنگ قرآن و اهلبيتعليهم السلام
تنها يك عبادت معمولى نيست، بلكه همچون تشعشعى است كه از روح شخص دعا كننده برمىخيزد و نيرومندترين شكل انرژى است كه شخص مىتواند توليد كند. تاثير دعا بر روح و جسم آدمى به آن اندازه قابل اثبات است كه تاثير غدد ترشحكننده بدن، و نتايج آن را مىتوان از راه افزايش كار آمدى بدن، بزرگتر شدن نيروى فكرى، زيادتر شدن طاقت اخلاقى، عميقتر شدن فهم آدمى از واقعيت هايى كه با روابط بشرى همراه است، اندازه گرفت. (4) به قول شهيد مطهرى: «دعا هم طلب است و هم مطلوب، هم وسيله است و هم غايت، هم مقدمه است و هم غايت. (5) »
معانى دعا در قرآن
1 - خواندن
«هنالك دعا زكريا ربه قال هب لى من لدنك ذرية طيبة انك سميع الدعاء» (6) ; «در آن هنگام زكريا پروردگار خويش را خواند و عرض كرد: [خداوندا] از ناحيه خود فرزند پاكيزهاى به من عطا فرما كه تو شنونده دعايى.»
2 - پرسش كردن
«قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى» (7) ; «[بنى اسرائيل به حضرت موسى عليه السلام گفتند:] براى ما از پروردگارت بپرس، اين گاو چگونه گاوى باشد، براى ما روشن كند.»
3 - فريادرسى خواستن
«قل ارايتم ان اتاكم عذاب الله او اتتكم الساعة اغير الله تدعون ان كنتم صادقين بل اياه تدعون» (8) ; «بگو اگر راست مىگوييد به من خبر دهيد، اگر عذاب خدا به شما رو آورد، يا قيامت فرا رسد، آيا غير خدا كسى را به فريادرسى خود مىخوانيد؟ [قطعا نه ]بلكه تنها خدا را به فرياد رسى مىخوانيد.»
4 - تشويق و ترغيب كردن
«والله يدعو الى دارالسلام» (9) ; «خدا به خانه امن و سلامت تشويق مىكند.»
«يا قوم مالى ادعوكم الى النجاة و تدعوننى الى النار» (10) ; «[مؤمن آل فرعون گفت:] اى قوم! چرا من شما را به نجات تشويق مىكنم و شما مرا به آتش تشويق مىكنيد.»
5 - كمك خواستن
«فاتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءكم من دون الله ان كنتم صادقين» (11) ; «سورهاى مثل قرآن بياوريد و از نخبگانتان غير از خدا كمك بخواهيد، اگر راست مىگوئيد.»
6 - نام گذارى كردن
«لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا» (12) ; «[خطاب به مبتكران مىفرمايد:] نام گذارى پيامبرصلى الله عليه وآله را مانند نامگذارى يكديگر [و آنچه بين خودتان رايج است] قرار ندهيد.»
مدعو كيست؟
مدعو در دعا خداوند است، آن هم خداوندى كه:
1 - بى نياز مطلق است.
«الم تعلم ان الله له ملك السموات و الارض» (13) ; «و آيا نمىدانى كه خداوند مالك زمين و آسمانها است؟»
«و لله ملك السموات والارض و ما بينهما» (14) ; «آسمان و زمين وآنچه در بين آندو است ملك خداوند است.»
يا رب مكن از لطف پريشان ما را
هرچند كه هست جرم و عصيان ما را
ذات تو غنى بوده و ما محتاجيم
محتاج به غير خود مگردان ما را
2 - از آنچه مىبخشد چيزى كم نمىشود.
«ان هذا لرزقنا ما له من نفاد» (15) ; «به درستى كه اين روزى را ما مىدهيم و پايانپذير نيست.»
در دعاى ايام ماه رجب مىخوانيم: «فانه غير منقوص ما اعطيت; به درستى كه هرچه مىبخشى چيزى كم نمىشود.»
و در دعاى افتتاح مىخوانيم: «لا تزيده كثرة العطاء الا جودا و كرما; هرچه خداوند بيشتر مىبخشد، جود و كرمش افزون مىشود. »
3 - برخواسته همه واقف است.
«محيط بكل شىء»; «خداوند بر همه چيز احاطه دارد.»
الهى بى پناهان را پناهى
به سوى خسته حالان كن نگاهى
مرا شرح پريشانى چه حاجت
كه بر حال پريشانم، گواهى
× × ×
اى آنكه تو حال دل نالان دانى
احوال دل شكسته بالان دانى
گرخوانمت از سينه سوزان شنوى
ور دم نزنم، زبان لالان دانى
در دعاى ماه رجب مىخوانيم: «لكل مسئلة منك سمع حاضر و جواب عتيد; براى هر خواستهاى از تو، گوشى و پاسخى مهيا كردهاى.»
4 - بر افراد نالايق هم لطف مىكند.
در دعاى شب جمعه مىخوانيم: «يا دائم الفضل على البرية، يا باسط اليدين بالعطية; اى خدايى كه فضل و كرمتبرخلق دائم است و دو دست عطا و بخششت [به جانب بندگان] دراز است.»
در ايام ماه رجب مىخوانيم: «عادتك الاحسان الى المسيئين; عادت تو احسان به گناهكاران است.»
«يا من يعطى من لم يسئله و من لم يعرفه; اى خدايى كه به كسى كه از او درخواست نمىكند و به او معرفتى ندارد عطا مىكند.»
غرق گنه، نااميد مشو ز دربار ما
كه عفو كردن بود در همه دم كار ما
بنده شرمنده تو، خالق بخشنده ما
بيا بهشتت دهم، مرو تو در نار ما
خواهم اگر بگذرم، از همه عاصيان
كيست كه چون و چرا كند ز كردار ما؟!
اگر وجودت شود غرق معاصى، بيا
دست توسل بزن به آل اطهار ما
داعى كيست؟
دعا كننده بنده محتاجى است كه حتى براى اظهار احتياجش هم محتاج لطف خداوند است.
«يا ايها الناس انتم الفقراء الى الله والله هو الغنى الحميد» (16) ; «اى انسانها! شما به خداوند نيازمنديد و بىنياز [واقعى ]خداوند حميد است.»
هر قدر كه انسان بيشتر به فقر خود واقف شود، به خداوند نزديكتر شده است و هرقدر انسان خود را بىنياز تصور كند، از خدا دور شده و به شيطان و طاغوت نزديك مىشود. از اين رو در قرآن كريم مىخوانيم: «ان الانسان ليطغى ان رآه استغنى; انسان همين كه خود را بىنياز ببيند، طغيان مىكند. (17) »
نقش و اهميت دعا
- مورد توجه خدا: «و قال ربكم ادعونى استجب لكم; «و خداى شما فرمود: بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را. (18) »
- ستون دين: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: «الدعاء عمود الدين; دعا ستون دين است. (19) »
- نور آسمانها و زمين: قال رسول اللهصلى الله عليه وآله: «الدعاء نور السموات والارض (20) ; دعا نور آسمانها و زمين است.»
- برترين عبادات: قال رسول اللهصلى الله عليه وآله: «افضل العبادة الدعاء (21) ; برترين عبادت، دعاست.»
- برتر از قرائت قرآن: قال على بن موسى الرضاعليه السلام: «الدعاء افضل من قراءة القرآن (22) ; دعا از قرائت قرآن برتر است.»
اشكال
1 - بعضى مىگويند: دعا كردن نوعى جسارت به درگاه پروردگار است، مگر خداوند مصلحت ما را نمىداند كه ما بايد به خداوند تذكر بدهيم؟ مگر خداوند را عادل نمىدانيم كه براى او وظيفه تعيين مىكنيم؟
پاسخ:
اولا: خداوند به ما دستور داده است كه دعا كنيم. «ادعونى استجب لكم» (23)
ثانيا: دعا منحصر به درخواستحاجت نيستبلكه نوعى ارتباط و آشنايى با خالق است.
ثالثا: همانطور كه دنبال رزق رفتن و كار و تلاش معيشتى منافاتى با رازقيتخداوند ندارد، دعا هم همينطور است.
2- آيا دعا موجب نوعى تخدير و ترك تلاش و كوشش نيست؟
پاسخ:
با رجوع به آيات و روايات و توجه به نقش تربيتى متون ادعيه، به خوبى متوجه مىشويم كه لازمه دعا تلاش و كوشش و فعاليت است و دعاى بدون عمل ارزشى ندارد.
قرآن كريم مىفرمايد: «و ان ليس للانسان الا ما سعى» (24) ; «و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست.»
و نيز مىفرمايد: «ان الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم»; «همانا خداوند وضع قومى را تغيير نمىدهد مگر آنكه وضع خود را تغيير دهند. (25) »
تقسيم دعا برطبق خواستگاه
1 - دعاهايى كه حاوى تقويت روحيه با يادآورى و تلقين عقايد هستند مانند:
«لا اله الا الله الها واحدا و نحن له مخلصون، لا اله الا الله ولا نعبد الا اياه» (26) ; خدايى جز خداى واحد نيست و براى او اخلاص داريم. خدايى جز خداى واحد نيست و غير او را نمىپرستيم.»
«حسبنا الله و نعم الوكيل، نعم المولا و نعم النصير (27) ; خداوند ما را بس است و بهترين وكيل است. بهترين مولى و بهترين ياور است.»
ما در دو جهان غير خدا يار نداريم
جز ياد خدا هيچ دگر كار نداريم
ما شاخ درختيم، پر از ميوه توحيد
هر رهگذرى سنگ زند، عار نداريم
گر يار وفادار نداريم وليكن
ما يار بجز حضرت غفار نداريم
«رضيتبالله ربا و بالاسلام دينا و بمحمدصلى الله عليه وآله نبيا و بعلى اماما و بالحسن و الحسين و على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و الحسن و الخلف الصالح عليهم السلام ائمة و سادة و قادة بهم اتولى و من اعدائهم اتبرء; راضى هستم به پروردگارى خدا و به مسلمان بودن و پيامبرى حضرت محمدصلى الله عليه وآله و امامتحضرت علىعليه السلام و امام حسن و امام حسين و امام سجاد و امام محمد باقر و امام جعفرصادق و امام موسى كاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادى و امام حسن عسكرى و امام زمانعليهم السلام به عنوان امام و آقا و رهبر. آنها را دوست دارم و از دشمنانشان برائت مىجويم. (28) »
دعاهاى مذكور مشتمل بر عقايد انسان از جهات مختلفى مانند ايمان به خدا، پذيرش اسلام، اعتقاد به نبوت پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله و اقرار به امامتحضرات ائمهعليهم السلام مىباشد.
دل چو بستم به خدا، حسبى الله و كفى
نروم سوى سوا، حسبى الله و كفى
تن من خاك رهش، دل من جلوه گهش
سرو جانم به فدا، حسبى الله و كفى
او چو دردى دهدم، يا كه داغى نهدم
نبرم نام دوا، حسبى الله وكفى
× × ×
زمهر اولياء الله مقامى كردهام پيدا
براى خويش عيش جاودانى كردهام پيدا
رساگر نيست دست من به قرب دوستيكتا
ز مهر دوستانش نردبانى كردهام پيدا
ولاى آل پيغمبر بود معراج روح من
بجز اين آسمانها آسمانى كردهام پيدا
به حبل الله مهر اهل بيت است اعتصام من
براى نظم ايمان ريسمانى كردهام پيدا
به خاك درگه آل نبى پى بردهام چون (فيض)
براى خود ز جنت آستانى كردهام پيدا
× × ×
سالك راه حق بيا همت از اوليا طلب
همتخود بكن بلند، سوى حق ارتقا طلب
فاش ببين گه دعا، روى خدا،در اوليا
بهر جمال كبريا آينه صفا طلب
گفتخدا كه اوليا روى من و ره منند
هرچه بخواهى از خدا، از در اوليا طلب
سرور اوليا نبى است، و از پس مصطفى على است
خدمت مصطفى كن و همت مرتضى طلب
پيروى رسول حق، دوستى حق آورد
پيروى رسول كن، دوستى خدا طلب
چشم بصيرتتبه خود، نورپذير كى شود
نور بصيرت دل از صاحب انما طلب
شرع، سفينه نجات، آل رسول، ناخدات
ساكن اين سفينه شو، دامن ناخدا طلب
مفلس بينوا بيا از در ما بجو نوا
صاحب مدعى بيا، از دم ما دعاطلب
2 - دعاهايى كه متذكر توحيد، نبوت و معاد شدهاند مانند دعاى جوشن كبير و دعاى افتتاح. در دعاى افتتاح مىخوانيم: «الحمد لله الذى لم يتخذ صاحبة و لاولدا و لم يكن له شريك فى الملك; سپاس سزاوار خدايى است كه همسر نگيرد و فرزند نپذيرد و در ملك خود شريك ندارد.» و در دعاى جوشن كبير مىخوانيم: «سبحانك يا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار يا رب; منزهى تو اى آنكه جز تو معبود برحقى نيست. به فرياد رس. به فرياد رس. ما را از آتش خلاص كن. اى پروردگار.»
جز خدا را بندگى، حيف استحيف
بى غم او زندگى حيف استحيف
جز بدرگاه رفيعش سر منه
بهر غير افكندگى حيف استحيف
× × ×
سكينه دل و جان، لا اله الا الله
نتيجه دو جهان، لا اله الا الله
ز شوق دوستبه بانگ بلند مىگويد
همه زمين و زمان، لا اله الا الله
3 - دعاى توام با استغفار، عذر خواهى و درخواست از خداوند جهتحفظ از شر شيطان و نفس مانند:
- «استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم الرحمن الرحيم (29) ; پوزش و آمرزش از خدايى مىخواهم كه جز او خدايى نيست، [همان خدايى كه] زنده استوار بخشنده مهربان است.»
- «اللهم اغفر لى الذنوب التى تهتك العصم; خدايا بيامرز گناهانى را كه پرده عصمت را مىدرد. (30) »
چنانكه اشاره شد، دعاى شريف كميل بهترين نمونه براى اين دسته از دعاهاست.
- «اللهم اغفر لى الذنوب التى تغير النعم; خدايا بيامرز گناهانى را كه نعمتها را تغيير مىدهد. (31) »
زهر چه غير يار استغفر الله
ز بود مستعار استغفرالله
دمى كان بگذرد، بى ياد رويش
از آن دم بيشمار، استغفرالله
سرآمد عمر و يكساعت ز غفلت
نگشتيم هوشيار، استغفرالله
نكرديم يك سجودى در همه عمر
كه آيد آن به كار استغفرالله
ز كردار بدم صد بار توبه
ز گفتارم، هزار، استغفرالله
4 - دعاهاى تربيتى:
- در دعاى ششم صحيفه سجاديه از خداوند مىخواهيم: «خدايا ما را بر شكر گذارى از نعمتها و پيروى از سنتهاى شرع و دورى جستن از بدعتها و ترويج و حفظ آئين اسلام و كمك به ناتوانان موفق بدار.»
- در دعاى بيستم صحيفه سجاديهاز خداوند درخواست مىكنيم: «خدايا مرا به كارى كه در قيامت از من سؤال مىكنى مشغول دار، مرا به زيور صالحان بياراى.»
- در دعاى بيست و پنجم صحيفه سجاديه از خداوند مىخواهيم: «خدايا فرزندان مرا صالح گردان و آنها را بيناى در دين و شنواى حق و مطيع فرمان خود و دوستدار خير گردان و مرا در تربيت آنها و احسان در حقشان يارى فرما.»
- در دعاى بيست و ششم از خداوند مىخواهيم كه ما را در همسايه دارى و رعايتحق ايشان موفق بدارد.
- در دعاى بيست و هفتم صحيفه، تربيت مرزداران و نيروهاى مسلح و مدافعين اسلام را از خداوند درخواست مىكنيم.
آرى تربيت و هدايت را بايد از خدا خواست. كه اگر اراده او به چيزى تعلق نگيرد، آن كار از مخلوقات ساخته نيست.
خدا كند كه جوانان زحق جدا نشوند
به صحبتبد و بدخواه مبتلا نشوند
ز درس ومدرسه، تعليم و تربيت گيرند
هواپرست و طمعكار و خودستا نشوند
به جان و مال و به ناموس كس طمع نكنند
در اين معامله همكيش اشقيا نشوند
خداكند كه جوانان عقيدهمند شوند
سبك عيار و تهى مغز و خودنما نشوند